منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را
هر که باشد، دوست دارد دوستار خویش را
این شعر به تمایلات و احساسات عاشقانه اشاره دارد و بیان میکند که انسان نمیتواند از مهر و دوستی دوری کند. هر فردی در پی عشق و محبت به محبوب خود است و عشق از دیدگاه شاعر آدابی خاص دارد. شاعر همچنین به احساسات و مشکلاتی که ممکن است در عشق پیش آید، اشاره میکند و میگوید که محبت واقعی نیاز به وفاداری و اخلاص دارد. در نهایت، از چالشها و پیچیدگیهای عشق سخن میگوید و از صبر در برابر سختیها دعوت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را
هر که باشد، دوست دارد دوستار خویش را
هر نگاهی از پی کاریست بر حال کسی
عشق میداند نکو آداب کار خویش را
غیر گو از من قیاس کار کن این عشق چیست
میکند بیچاره ضایع روزگار خویش را
صید ناوک خورده خواهد جست، ما خود بسملیم
ای شکار افکن بتاز از پی شکار خویش را
با تو اخلاصم دگر شد بسکه دیدم نقض عهد
من که در آتش نگردانم عیار خویش را
بادهٔ این شیشه بیش از ساغر اغیار نیست
بشکنیم از جای دیگر ما خمار خویش را
کار رفت از دست ،وحشی پای بستی کن ز صبر
این بنای طاقت نااستوار خویش را