تازه شد آوازهٔ خوبی ، گلستان ترا
نغمه سنج نو، مبارک باد، بستان ترا
این شعر درباره زیباییهای گلستان و نعمتهای آن سخن میگوید. شاعر با اشاره به شگفتیهای طبیعت و زیباییهای آن، به میهمانان خیرمقدم میگوید. همچنین، از عشق و وابستگی به معشوق صحبت کرده و به سختی و کمبود فضای لازم برای ادامه این عشق اشاره میکند. در نهایت، به نوعی از جدایی و محصور شدن در عشق اشاره میشود و بر دشواریهای این موقعیت تأکید میگردد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تازه شد آوازهٔ خوبی ، گلستان ترا
نغمه سنج نو، مبارک باد، بستان ترا
خوان زیبایی به نعمتهای ناز آراست، حسن
نعمت این خوان گوارا باد مهمان ترا
مدعی خوش کرد محکم در میان دامان سعی
فرصتش بادا که گیرد سخت دامان ترا
باد، پیمان تو با اغیار یارب استوار
گرچه امکان درستی نیست پیمان ترا
صد چو وحشی بستهٔ زنجیر عشقت شد ز نو
بعد از این گنجایش ما نیست زندان ترا